برچسب: لمسی,
نویسنده: ساحل صادقی
در این زمان اسفناک که حالمان از شنیدن صدای خودمان در خانه هم به هم میخورد واقعا احساس می کنم زمان رفتن است !
وقتی که ادم در فال روزانه اش هم چیزی برای امید بستن پیدا نمی کند
همان بهتر که بزارد و برود !
نه این که از کار خسته باشم ها
نه !
ولی وقتی زمانی نیست برای در خود فرو رفتن
این ، احساسات را مغلوب می کند و فکر فرار را پر رنگ تر ..
دوست داشتم بدون هندزفری اهنگ گوش دهم ولی
وضع غم انگیز حالا مرافروشگاه سوره ی مهر ..
فیلم ویلایی ها در سینما بهمن
پر کردن فرم کار در موسسه
گل فروشی
زندگی
می دونی
سال ها پیش باید میرفتم به تهران
برچسب: تهران,
نویسنده: ساحل صادقی

گاهی باید بشینی،
قهوه ای بریزی
و تمام آنچه تا به حال انجام داده ای را تماشا کنی.
شاید برای ادامه راه ، مسیر دیگری انتخاب کردی!
برچسب: قهوه,
نویسنده: ساحل صادقی
ولی
کدوم رویاها ؟!
بخشی از اونا فراموش شده
بخشی شونم با زندگی واقعیم تداخل داره
نمی خوام بهونه تراشی کنم
فقط می خوام مشکلاتو بشمارم
تا اگه یه جا کم آوردم
نگم نمی دونستم
آدما پای دونسته هاشون وایمیستن ..
برچسب: رویاها,
نویسنده: ساحل صادقی
بعضی از اهنگا میبرنت به یه دنیای دیگه
این خب طبیعی و قابل باوره ..
ولی اگه بری به دنیایی که نمیشناسی چی ؟
بری به جای که برات غریبس ؟
خاطراتی رو به یاد بیاری که انگار توی یه جهان دیگه برات رخ دادن
اون وقت چیکار می کنی ؟
مدام دارم از دنیایی به دنیای دیگه منتقل میشم ...

بهش منتقل میشم...
چه میکردم ؟
بازهم تنها بودم ؟
یا کسانی رو می شناختم ؟
دوسشون داشتم ؟
بهم اعتماد داشتن ؟
تنها زندگی می کردم یا نه ؟
تنها بودم یا نه ؟؟؟
یکی باید اینو بهم توضیه بده ...
برام خیلی مهمه ..
به مداد رنگی مان و البته دفتر رنگ آمیزی بزرگسالانمان !
دیگر وقتش است .
تمامش کن این بی انتهایی انتظار را
حتی اگر برای یک دفتر رنگ آمیزی ۸ تومانی باشد !
برچسب:
نویسنده: ساحل صادقی
برچسب:
نویسنده: ساحل صادقی
برچسب:
نویسنده: ساحل صادقی
برچسب:
نویسنده: ساحل صادقی
با خواندن پست هایمان
آن روی دیگر خودمان را هم رویت می کنیم
برای خودمان می نویسیم
خب چاره ی دیگری هم نیست
وقتی نوشته می شود و نمی خوانندش !!
پس صبر می کنیم
یک روز که یک نفر در همین نزدیکی ها
سعی داشت دل مارا ببرد و برای ننه شان
عروس و برای خودشان تاج سر اختیار کند
آدرس این صفحه ی ۱۷ و اندی را به او میدهیم
تا او بیاید ، هیچ نیابد ، سری بخاراند و برود ..!
و باز ما بمانیم و خودمان
با این صفحه ی تنهایی !
برچسب:
نویسنده: ساحل صادقی